دانلود رمان پریچهر

دانلود رمان پریچهر به قلم م.مؤدب پور

توضیحاتی در مورد رمان پریچهر

دانلود رمان پریچهر

رمان پریچهر دارای چندین شخصیت محوری هست

فرهاد :نقش اول داستان یک پسر خوش تیپ و با احساس که عاشق دختری از طبقه متوسط میشه.و پی به واقعیت هایی میبره که زندگیش رو دگرگون میکنه فرهاد برعکس سامان در گندم که هر دو شون نقش اول بودند بار اصلی داستان رو به دوش میکشه ولی در گندم برعکس بود و دوست سامان یعنی کامیار نقش اول رو داشت .داستان از زبان فرهاد روایت میشه و به نوعی سبک جدیده.

هومن:نقش دوم و دوست سامان پسر خوش تیپ پول دار که اون هم عاشق دختری میشه که از نظر اقتصادی قابل مقایسه نیستند این شخصیت بسیار شوخ تب و طنز گو هست و گاهی ادم از کارای اون واقا خندش میگیره اما برعکس کامیار در گندم که همچین شخصیتی در گندم داشت در کنار فرهادو بعضی وقتها از قصه محو میشه.اما میشه گفت یکی از نکات مثبت قصه به شمار میاد.

پریچهر:این شخصیت که نام رمان رو هم یدک میکشه نام پیرزنی هست که داستان زندگی برای فرهاد و هومن روایت میشه و فراز و نشیب هایی که در زندگیش چشیده .

فرگل:دختری از طبقه متوسط که فرهاد عاشقش میشه و مشکلاتی که بر سر راه این عشق قرار میگیره

رمان پریچهر با نویسندگی مرتضی مؤدب پور

مقدمه:

دوتا دوست که بعد از تحصیلات عالیه از خارج کشور بر می گردن.هنوز نرسیده مادر فرهاد تصمیم به زن دادن پسرش می گیره، ولی پسرک عاشق کسی می شه که نباید.

داستان از آنجا شروع می شود که پس از اتمام آموزه اش فرهاد به ایران باز می گردد ، موقعیت مقبول او برای ازدواج باعث می شود دختران زیادی مشتاق ازدواج با او باشند ، اما فرهاد دل به دختری بسته که فقط او را در خیال دیده ، ولی بناگاه پی می برد که او نه یک رویا بلکه حقیقت است ، فرگل همبازی کودکی او حالا به دختر رویا های جایگزین شده ، متاسفانه بعد از نامزدی میفهد فرگل تومور مغزی دارد و …

رمان پیشنهادی سبزشمال : دانلود رمان نامیرا از سپیده تقی زاده

خلاصه ای از داستان:

وارد خونه شدم … خونه که چه عرض کنم باغ بسیار بسیار بزرگی بود با درختان کهن سال سر به فلک کشیده که روزها سر و صدای پرنده ها توش قطع نمی شد! استخری وسط باغ و دور تا دور پر از شمشادهای بلند … ساختمان دو طبقه بزرگ و قدیمی پر از اتاق!

باغ پر بود از گل و گیاه … شمشادها مثل دیوارهایی بودند که وسط باغ کشیده شده باشند … دور تا دور باغ هم نیمکت بود که وقتی روش می نشستی اصلا دیده نمی شدی! باغ جون می داد برای قایم موشک بازی … کف حیاط با آجرهای نظامی قدیمی فرش شده بود … تابستون ها وقتی روش آب پاشیده می شد بوی نم همه جارو می گرفت!

ته باغ یه آلاچیق بود پر از شاخه های مو … خلوت و دنج! صدای پرنده ها … بوی نم عطر گلها … منظره درختها همه آدم رو مست می کرد … خلاصه عاشق این خونه و باغ بودم! از هر گوشه ش صد تا خاطره داشتم … در همین افکار بودم که پدر و مادرم و فرخنده خانم از خونه بیرون اومدند و در واقع به طرف من حمله کردند …

***

سوغات پدر و مادرم رو هم داد. همگی نشستیم و مشغول صحبت کردن از هر دری شدیم. در خونه فقط شادی بود که به هر گوشه ای می دوید و همه جا سرک می کشید. هنوز نیم ساعت نگذشته بود که زنگ زدند و هومن وارد شد. شلوغ و پر سرو صدا. شروع به سلام و علیک با پدر و مادرم کرد.

پدرم که از حرکاغت هومن خنده اش گرفته بود پرسید: فرهاد هنوز این پدر سوخته پشت سر من حرف می زنه؟

من- اختیار دارید پدر، غلط می کنه.

هومن- من که همه جا می شینم و بلند می شم دعاتون می کنم! همین چند ساعت پیش توی هوا پیما ذکر خیرتون بود. داشتم دعاتون می کردم.

نگاه چپ چپی بهش کردم.

هومن-به به فرخنده خانوم ماشالله مثل قالی کرمون می مونید از موقعی که از ایران رفتم تا حالا تکون نخوردید.لیلا-ممنون فرهاد خان.

اطلاعات رمان پریچهر

 نام رمان : پریچهر

 نویسنده رمان : مرتضی مؤدب پور

 ژانر رمان : عاشقانه , اجتماعی , غمگین

 سطح رمان : عالی 

تعداد صفحه : ۵۰۴

دانلود رمان عاشقانه
دانلود رمان عاشقانه ی پریچهر

دانلود رمان پریچهر

 دانلود نسخه اندروید APK 

دانلود نسخه پی دی اف PDF

اگر علاقه دارید این رمان را همیشه در گوشیتان همراه داشته باشید و با برنامه و مدیریت آن را مطالعه فرمایید میتوانید با دانلود برنامه ی رمان پریچهر از کافه بازار از داشتن این رمان لذت ببرید

دانلود برنامه ی رمان پریچهر

منبع : romanbook.ir