رحلت پیامبر

چگونه پیامبر به شهادت رسید!

درباره تاریخ و نحوه رحلت پیامبر اکرم(ص) بین شیعه و اهل سنت تشابهات و اختلافاتی وجود دارد.

برای خودم هم همیشه جای سوال بود که توی کتاب های تاریخی چی نوشتن

بخاطر همین چندین کتاب و سایت را زیر رو کردم تا این مطلب را براتون بنویسم :

چگونه پیامبر به شهادت رسید!

در نوجوانی مطالب زیادی درباره ی فوت پیامبر شنیدم وخوندم.

یه جاهایی میشنیدم که میگفتن پیامبر(ص) به شهادت رسیدند

و جایی میشنیدم که میگفتن پیامبر(ص) با مرگ طبیعی از دنیا رفتند و رحلت یافتند.

اما این سوال هنوزهم سالها همراه من بود که واقعا پیامبر چگونه از دنیا رفتند

وتصمیم گرفتم دنبال جواب واقعی این سوال بگردم

بنابراین به سراغ افراد متخصص رفتم و کتابهای تخصصی این موضوع که حتی اونها نیزشبهاتی درارتباط با این موضوع داشتند.

تقریبا اکثر افراد درباره ی ولادت و زندگی پیامبر(ص) موضوعاتی شنیدند و خوندن و درباره ی اون اطلاعاتی دارن:ایشان آخرین پیامبر بودن که درمکه به دنیا آمدن ایشان با استقامت در مسیری که زاده شده بود توانست یکتا پرستی را در بین جوامع ان زمان گسترش بدهد طی این مسیر گسترش یکتا پرستی دشمنانی پیدا کردند که سعی در نابودی ایشان داشتند که باعث همین شبهات درباره ی مرگ ایشان بود

قال الصادق علیه السلام: و ما من نبی و لا وصی و الّا شهید. (۱)

آیا پیامبر اسلام به مرگ طبیعی از دنیا رفت یا به شهادت رسید؟

عده ای تلاش می کنند در جامعه مسلمین القا کنند پیامبر عمر طبیعی خودشان را کرد .

کسی به ایشان قصد سوء نکرد.

و این نظر خود را با تعبیر وفات و یا رحلت پیامبر ابراز می دارند؛

و متأسفانه در محافل شیعیان هر چند نادانسته و ناخواسته؛ چنین تعبیر می شود.

اما اولا باید بدانیم پیامبر را چندین بار ترور کردند.

در اوایل بعثت مشرکان قصد حذف کردن فیزیکی ایشان را داشتند

وبعد ازهجرت به مدینه واستقرارحکومت اسلامی منافقین که طمع ریاست داشتندچندین بارسوء قصد به حضرت رسول کردند که ناکام ماند

اما در آخر ایشان را مسموم و به شهادت رساندند و به قصد شوم خود رسیدند.

ثانیا درعمل این مطلب را ابراز کنیم که پیامبر ما در بستر به مرگ طبیعی جان نداد بلکه شهید شدند.

اما دلیل ادعای ما علاوه بر تاریخ صحیح صدراسلام روایتی است که ازامام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد.

شیخ عباس قمی درکتاب منتهی الامال روایتی درهمین مضمون ازامام صادق(ع) نقل می کنند وتصریح میکنند که روایت صحیحه است.

در ادامه روایاتی می آید که نشان دهنده شهادت حضرت ختمی مرتبت است:

عیون: ابا صلت هروى ازحضرت رضا نقل کرد که فرمود هیچ یک از ما نیست مگر اینکه کشته میشود.

اعتقادات صدوق: می نویسد اعتقاد ما اینست که پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) در جنگ خیبرمسموم‏ شد.

و پیوسته این ناراحتى درآن جناب بازگشت میکرد تا بالاخره رگ گردنش بر اثرسمّ قطع شد. وازآن ناراحتى فوت شد.(۲)

و از امام صادق(علیه السلام) نقل شده است که فرمود:

هیچ پیامبر و وصی پیامبری نیست الّا اینکه به شهادت می رسد. یعنی در راه خدا کشته خواهد شد

کفایه الاثر: هشام بن محمّد از پدر خود نقل کرد که:

حضرت امام حسن علیه السّلام پس از شهادت پدر خود امیر المؤمنین علیه السّلام در ضمن سخنرانى خود فرمود:

پیامبر اکرم به من خبر داده که امامت در اختیار دوازده امام از اهل بیت اوست که برگزیده‏ اند.

هیچ کدام از ما نیست مگر اینکه یا مسموم مى‏شود و یا مقتول.

عده ای بر این نظرند (البته روایاتی هم مؤید نظرشان وجود دارد) زنی یهودی ایشان را مسموم کرد؛ اما تاریخ این مسمومیت تا لحظه شهادت زیاد است و با عقل جور در نمی آید.

اما نظر دیگری هست که از درون امت اسلامی منافقین پیامبر را مسموم کردند.

روایت ذیل اشاره به این نظر دارد:

جبرئیل ابتدای سوره‏ ى عنکبوت را بر حضرت رسول فرود آورد و گفت: اى محمّد بخوان

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ الم أَحَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُونَ وَ لَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ لَیَعْلَمَنَّ الْکاذِبِینَ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئاتِ أَنْ یَسْبِقُونا ساءَ ما یَحْکُمُونَ‏.(۴)

رسول خدا به جبرئیل فرمود: این چه آزمایشى است ؟

جبرئیل عرض کرد اى محمّد همانا خداى تعالى تو را سلام می رساند می فرماید:

که من پیامبرى پیش ازتو نفرستادم مگر اینکه درپایان زندگیش جانشینى که بجایش بنشیند برگزید

و روش و احکامش را زنده کرد پس راستگویان آنانند که فرمان رسول خدا را اجرا می کنند و آنان که نافرمانى او را می کنند دروغگویانند.

همانا اى محمّد نزدیک شده رفتن تو بسوى پروردگارت

خدا فرمان میدهدبه تو که پس ازخود على را براى امتت انتخاب کنى اوجانشین تواست

اگر امت پیروى او را کردند سالم خواهند ماند …

حذیفه گفت رسول خدا، على علیه السّلام را خواست و با او خلوت کرد همان روز و شب را

علمى که خدا با وى سپرده بود اوهم به على(ع) سپرد و او را آگاه کرد ازآنچه جبرئیل گفته بود.

این داستان روزى بود که پیامبر در خانه عایشه دختر ابو بکر بود

..عایشه عرض کردهم اکنون مرا آگاه فرما. درانجام وظیفه،من بردیگران مقدم باشم و آنچه را که صلاح من است بگیرم .

پیامبر فرمود به تو خبر می دهم اما به کسى نگویى مگر آنگاه که من فرمان خدا را در میان مردم اجرا کنم

زیرا اگر تو این رازرا نگه دارى،خداوند ترا دردنیا وآخرت نگاه میدارد وبراى تو برترى هست درپیشى گرفتن بسوى ایمان بخدا ورسولش.

و اگرضایع و تباه کنى و مراعات نکنى آنچه را که به تو گفته شد به پروردگارت کافر شده ‏اى و پاداش تو ضایع می‏شود

وازخدا ورسولش دورى و تو از زیانکاران باشى پس خوب است تو پیمان ببندى که سرّ این دستوررا نگه دارى

سپس پیامبر به همسرش عایشه فرمود: خداى تعالى به من خبر داده که عمرم به پایان رسیده

و فرمان داده که على را به جاى خود نصب کنم، و او را پیشواى مردم قرار دهم…

عایشه تعهد سپرد که راز را افشا نکند

افشاشدن راز پیامبر

خداوند پیامبرش را برآنچه درنهادعایشه بود ازآن راز که با حفصه دخترعمر و اولی و دومی درمیان گذاشت آگاه کرد.

طولى نکشید که حفصه را خبر داد هر یک از این دو خانم پدران خود را آگاه کردند

آن دو گردهم آمدند بسوى گروهى از منافقان وآزادشدگان دست رسول خدا فرستادند همه را ازاین راز آگاه کردند

گروهى به گروه دیگرى روبرو شدند وگفتند

محمّد خیال دارد خلافت را در میان خاندان خود قرار دهد مانند روش پادشاهى کسرى قیصر تا پایان روزگار.

نه به خدا دراین زندگى دگر براى شما بهره ‏اى نیست

اگراین کاربه مرحله‏ ى اجرا برسد وخلافت به على واگذار شودهمانا محمّد به ظاهر شما با شما معامله کرد.

ولى على با شما آن طور که خودش بخواهد با شما معامله می کند!

خوب فکر کنید در این داستان راى خویش را در این باره پیش نظر آورید.

سخن درمیانشان رد و بدل شد بسوى دومی رفتند افکار خویش را به گردش آوردند همه با یکدیگرمتفق شدن

و سخن بدین جا رسید که درگردنه‏ ىهرشى شترپیامبر را رم بدهند تا از شتر بیفتد و جان بسپارد.

همین کار را در جنگ تبوک انجام دادند ولى خداوند شرّ آنان را از پیامبرش برگرداند.

ایشان در کار رسول خدا اجتماع کردند از کشتن و مسموم‏ نمودن، و فریب دادن.(۵)

این چند نمونه گویای قصد شوم منافقین در به شهادت رساندن پیامبر اسلام است تا خود بر مسلمانان حکمرانی کنند

و کردند آنچه می خواستند.

و شد آنچه نباید می شد

. وَ سَیَعْلَمُ‏ الَّذینَ ظَلَمُوا أَیَّ مُنْقَلَبٍ یَنْقَلِبُون‏: و آنها که ستم کردند به زودى مى‏دانند که بازگشتشان به کجاست! (۶)

منبع:beytoote.com

سید روح الله علوی

بخش عترت و سیره تبیان

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *